تبليغاتX


مکتوبات

شنبه 26 اسفند1385

شعر 18

تابستان شب نیمه‌ی رویا

 

شراب

طعم تو را می‌دهد

لا به لای بوسه‌ها

لا به لای بوسه‌‌ها

لا به لای

لا به

 لا

ی

بوسه‌ها

مست می‌شوم و آخر سر

در آغوش تو

آ

غو

ش

تو

 

 

مستی اما تقصیر شراب نیست

گمانم

طعم گس آغوش توست

در کشاکش تب‌آلوده‌ی تابستان و

عقربه‌های تنبل

که  هی کش می‌آیند و

نفس نفس 

و جان کندن پنکه‌ی بزرگ سقفی

که دست انداخته به گردن سقف و

 من به گردن تو

که هی چرخ می‌خورم و

چرخ می‌خوریم و

مست

 

 


18:22 | طلیعه اکبری |