تبليغاتX


مکتوبات

شنبه 30 دی1385

شعری از ناظم حکمت

شعری از ناظم حکمت با ترجمه  مهران مرتضایی که به محسن فرجی تقدیم شده است:

 

مهران مرتضایی، ترجمه ای  را که از یکی از شعرهای ناظم حکمت انجام داده ، به یکی از دوستان مشترکمان تقدیم کرده است. من نیز مانند محسن فرجی و مسعود تاران تاش این ترجمه را روی وبلاگم می گذارم تا از قافله عقب نمانده باشم . البته مهران این توضیح را هم درمورد شعر نوشته است :این شعر را ناظم حکمت در سال 1932 سروده است. دلتنگی عجیبی دارد.

 

خوش آمدی

 

خوش آمدی!
چون دست بریده شده
جای خالی ات بر شانه هایمان بود...

خوش آمدی!
فراق دیر زمانی پایید.
دلتنگ شدیم.
چشم به راه ماندیم...

خوش آمدی!
ما
همانطوریم که ترکمان کردی
فقط کمی ماهرتر شده ایم
در خرد کردن سنگ ها،
در تمیز دادن دوست از دشمن...

خوش آمدی!
جایت حاضر است.

خوش آمدی.
گفتنی ها و شنیدنی ها بسیارند.
فقط زمانی برای حرف های طولانی نداریم.
برویم ...

 

 



19:5 | طلیعه اکبری |

چهارشنبه 13 دی1385

شعر15

 

تقدیم به ابراهیم حاتمی کیا

 

بعد از جنگ (۱)

 

پرانتز را باز می کنم

مي نويسم جنگ

پرانتز را مي ﺒﻨ...

پرانتز بسته نمي شود

هر چقدر کلنجار مي روم

لعنتي بسته

خيال بسته شدن ندارد انگار

به اندازه چند خط

دستم را پايين مي آورم

 

 

 

بي فايده است

اينجا هم نمي شود پرانتز را

جنگ انگار هيچ وقت تمام نمي شود

 


14:27 | طلیعه اکبری |

یکشنبه 3 دی1385

شعر14

 

در یک نمای کامل

 

سکانس اول:

دختر

برهنه

در یک نمای کامل

روی یک تخت دو نفره

پشت به دوربین

نشسته است

و به نظر می رسد

به مرد

که حالا دارد لباس هایش را یکی یکی

خیره نگاه می کند

و باز هم به نظر می رسد

که آرزو می کند این سکانس زودتر تمام شود.

 جنیفر کونلی در پلانی از فیلم مرثیه ای برای یک رویا    (  Requiem for a Dream ) ساخته ی دارن آرنوفسکی

سکانس دوم:

مرد

حال تکان خوردن ندارد

زن

برهنه

در یک نمای کامل

رو به دوربین

از توی کیف چرمی مردانه

درست همان قدر که قرارشان بود

مرد

به زن

که حالا دارد لباس هایش را یکی یکی

خیره نگاه می کند

زن

با شباهت کمی به سطر اول این شعر

پشت به دوربین

از کادر/شعر خارج می شود.

 


13:21 | طلیعه اکبری |