تبليغاتX


مکتوبات

یکشنبه 26 آذر1385

شعر 1

 

بهانه تکرار شعر۱ : نیازی به فکر کردن نیست. این شعر دقیقن اولین شعریست که پس ازگذشت یک سال از سرودن آخرین غزلم (شعر۲)، نوشته شد و از آنجا که در میان شعرهایم علاقه خاصی به آن دارم دوست دارم نظر دوستانم را درباره آن بدانم .

 

 

 

دوئل

 

دور می شوی از من

... مثل زنی که

دور می شوم از تو

...مثل زنی که

دور می شویم از هم

مثل زنی که دوستش داریم

دور و دورتر که می شویم

بر که می گردیم

دو گلوله ما را به هم نزدیک می کند

و آن طرف تر

زنی که از ما

دور و دور و دورتر

می

( تصویر شعر باید جایی باشد در پس زمینه یا ادامه مطلب خودش شعری باشد )


ادامه مطلب

14:1 | طلیعه اکبری |

چهارشنبه 15 آذر1385

شعر13

 

همکار

کارگران در خواب اثر ون گوگ

کنار من،

روی تخت،

آرام دراز کشیده است

و سینه اش

آرام آرام

بالا و پایین می رود

درست همین دیشب بود

مرا به همسرش معرفی کرد

اما

 کدام زنی باور می کند

مردی

همکاری به این زیبایی داشته باشد؟


13:38 | طلیعه اکبری |

سه شنبه 14 آذر1385

شعر12

 

یک گلوله کاموا

در ابتدای این شعر،

درست همین جا،

 روی همین صفحه،

 همین خط،

زنی نشسته است

و برای زمستان این شعر پولوور می بافد

و فکر می کند

به اینکه پولوور به تن این شعر اندازه می شود؟

به اینکه نخ کاموا به انتهای شعر می رسد؟

در انتهای این شعر،

 درست همین جا،

روی همین صفحه،

همین خط،

 زنی دراز کشیده است

زنی با پولووری نیمه کاره

و یک گلوله کاموا

که به انتهای شعر می رسد

و نقطه می شود.


11:30 | طلیعه اکبری |

چهارشنبه 8 آذر1385

شعر11

 

...

دروغ نگو

این لقمه برایت بزرگ است

که بگویی دوستم نداری

زن در خواب/ یک نقاشی از دوره اول فعالیت پابلو پیکاسو


15:17 | طلیعه اکبری |

چهارشنبه 8 آذر1385

شعر10

 

پله ها

از  پله های این شعر 

پایین که بروی

 می رسی به زیر زمین

 به عطر آقاجان

 که همه جا پیچیده. 

 


15:14 | طلیعه اکبری |

دوشنبه 6 آذر1385

شعر9

 

زنی که شوهرش را دوست نداشت

پلانی به یاد ماندنی از فیلم به یادماندنی پیانو برای تمام انگشتهای آهنی

پیانو را دیده ای ؟

پیانوی "جین کمپیون" را می گویم

 

من هم پیانو می زنم

با انگشت آهنی

من هم ...


12:39 | طلیعه اکبری |

جمعه 3 آذر1385

شعر8

 

کارون

دکمه هایم را یکی یکی باز می کنم

و تنم را در کارون می شویم

باد، دست درازی می کند 

دور کمرم می پیچد

و البته کمی خیس می شود

آفتاب نزده تا گردن در کارون فرو می روم

ماهی ها پوست شورم را لیس می زنند

کارون حواسش پرت می شود

پی دختری که باد

لباس هایش را با خود می برد

پی دختری که با خود می برد

و ماهی گیران دست خالی به خانه هاشان باز می گردند.

نقاشی آبرنگ تونی ایونز


14:3 | طلیعه اکبری |

جمعه 3 آذر1385

شعر7

 

تقدیم به "استفن دالدری"

  ویرجینیا ولف       ویرجینیا ولف دوست داستنی که بعضی از او می ترسند به روایت آلبی

 جیب هایم را پر از سنگ می کنم

و در عمیق ترین آب های جهان فرو می روم.

 دسته گلی برای وولف


13:51 | طلیعه اکبری |