تبليغاتX


مکتوبات

دوشنبه 22 آبان1385

شعر6

 

...

تو همین رو به رو نشسته ای

که باد می آید

از دو سوی صورت گر گرفته ام

این موهای لجوج را

همراه شاخه های بلند یاس

که هنوز به دست هایم نرسیده اند

کنار میزند

که باغبان سر می رسد

در چشم های قهوه ای ام

و تو

چندان بی تفاوت

همین رو به رو

نشسته ای

عطر زنی را 

پیچیده لا به لای همه سطرهای این کتاب

این کتاب کاهی کهنه

هی ورق می زنی

مثل خیلی از کتاب های کاهی کهنه

برای همیشه می بندی.  


16:12 | طلیعه اکبری |

جمعه 19 آبان1385

شعر5

 

...

دلم برای تمشک تنگ شده

و دود سیگارت،

که شبیه من است.

اگرچه من ، میان انگشت هایت،

ولی نبوسیده دود شدم. 


13:16 | طلیعه اکبری |

چهارشنبه 17 آبان1385

شعر4

 

...

Romeo & Juliet by (1870) Ford Madox Brown (1821-1893). Courtesy of Delaware Art Museum, USA. رومئو و ژولیت اتر فورد مادوکس براون 1870

معلوم است این روزها تو کجایی؟

اصلن از تو خبری نیست

وقتی مرا می بوسی


11:32 | طلیعه اکبری |

چهارشنبه 17 آبان1385

شعر3

 

فال

از فنجان من بیرون برو

از فنجان من...

از...

مهم نیست من در فنجان بعدی

تو را سر می کشم.


11:26 | طلیعه اکبری |

سه شنبه 16 آبان1385

شعر 2

 

دیوار و دار و باد

اینجا نشسته ام در انتظار و باد

برده است از سرم بوی بهار و باد

با خود مرا شبی آهسته می برد

در زیر یک وجب گرد و غبار و باد

فکرش نمی رسد من عاشق توام

خالی است دست من در این قمار و باد

پشت سرش مرا له کرد و جا گذاشت

آمیخت عاقبت با قار قار و باد

آنشب تو را گرفت از من و بعد تو

افتاده زندگی از اعتبار و باد

اینجا نشسته تا... حالا کنار من

چیزی نمانده جز دیوار و دار و باد


16:21 | طلیعه اکبری |

سه شنبه 16 آبان1385

شعر1

 

دوئل

دور می شوی از من

... مثل زنی که

دور می شوم از تو

...مثل زنی که

دور می شویم از هم

مثل زنی که دوستش داریم

دور و دورتر که می شویم

بر که می گردیم

دو گلوله ما را به هم نزدیک می کند

و آن طرف تر

زنی که از ما

دور و دور و دورتر

می


15:58 | طلیعه اکبری |